Category Archives: Farsi

گفتگوی کردپرس با موتلو چیویراوغلو تحلیل گر سیاسی کُرد:
رقابت احزاب کُرد سوریه و مسیر آینده
در میان اعضای شورای میهنی، دو ایده و نگرش متفاوت وجود دارد: دسته ای از آنان بر این باورند که کردها باید با ائتلاف مخالفین سوری، به طور کامل همراه و هم مسیر شوند و دسته ای دیگر از این فعالان سیاسی کُرد چنین می اندیشند که کردها در صورتی می توانند موفق عمل کنند که استقلال خود را حفظ کرده و زیر چتر ائتلاف مخالفین سوری قرار نگیرند.

موتلو چیویراوغلو در سال 1976 میلادی در استان کردنشین سَمسور (آدیامان) ترکیه به دنیا آمده است. وی از ده سال پیش در وانشگتن زندگی می کند و در حال حاضر به زبان های انگلیسی، کُردی کرمانجی و ترکی، در رسانه هایی همچون روداو انگلیسی و کُردی، روزنامه ی رادیکال ترکیه، پایگاه خبری تحلیلی ilkehaber و بخش کُردی رادیو صدای آمریکا فعالیت می کند. طی ماه های اخیر، چیویراوغلو در حوزه ی مسائل مربوط به کردهای سوریه مطالب بسیاری نوشته و با تعداد فراوانی از فعالان سیاسی کُرد، ترک، آمریکایی و عرب گفتگو کرده و شناخت خوبی نسبت به رویدادهای شمال سوریه دارد. وی در استانبول و به صورت تلفنی به سوالات کردپرس پاسخ داد.

کردپرس: شما طی ماه های اخیر، هم در ترکیه و هم در آمریکا پیرامون مسائل کردهای سوریه، مطالعات، گفتگوها و فعالیت های رسانه ای فراوانی داشته اید. از شما می خواهیم در آغاز این مصاحبه، در نمایی کلی، وضعیت کنونی تحولات شمال سوریه را برایمان ترسیم کنید.  

موتلو چیویراوغلو: من بر این باورم که باید درباره ی تحولات مربوط به کردهای سوریه، واقع بینانه عمل کنیم. شخصا ترجیح می دهم در این زمینه از یک اصل و مبنای اخلاقی و رسانه ای تبعیت کنم: واقعیت ها را بازگو کنیم، تصویر اصلی تحولات منطقه را برای خواننده ترسیم کنیم و اجازه دهیم که مخاطبین ما، خودشان وضعیت را برای خود تحلیل کنند و به فهم کافی درباره ی مسائل کردهای سوریه برسند.

در حال حاضر کردها در شمال سوریه، در میدان جنگ با گروه های افراطی، در وضعیت مطلوبی به سر می برند و درگیری های چند ماه اخیر نشان داده که کردها از توان دفاعی و مقاومت بالایی برخوردارند و گروه های النصره و سایر تیم های نزدیک به القاعده، دولت العراق و الشام، احرار الشام و سایرین، نمی توانند صفوف کردها را در هم بشکنند. مردم نیز تا حد زیادی از این وضعیت روحیه گرفته اند و بر اساس آن چه که در گفتگو با سیپان حمو فرمانده ی اصلی واحدهای دفاع از خلق (شاخه ی نظامی حزب اتحاد دموکراتیک کردهای سوریه) دستگیرم شد، کردها از نیروهای شبه نظامی خود حمایت می کنند و گروه های افراطی نمی توانند شهرها و روستاهای کردنشین را در دست بگیرند.

البته به موازات این مقاومت، لازم است از یک موضوع مهم نیز سخن به میان بیاوریم که در مسیری دیگر و مخالف جریان مقاومت کردهای سوریه است و این موضوع نیز امضای یک توافق نامه ی کلی بین احزاب و گروه های عضو شورای میهنی کردهای سوریه با ائتلاف مخالفین سوری در استانبول است. بخش مهمی از کردهای سوریه با این اقدام سیاسیون مخالف هستند و آن را در راستای حفظ منافع خود نمی بینند و از سویی دیگر، در همان شورای میهنی هم، همه ی پانزده شانزده حزب عضو این شورا، در این خصوص متفق القول نیستند و اختلاف نظرات مهمی بین آنها وجود دارد. به عنوان مثال من با هوشنگ درویش صحبت کردم که خود او یکی از اعضای کمیته ی اعزام شده به استانبول بود. او به من گفت که ائتلاف مخالفین سوری، برای عمل نمودن به تعهدات خود در برابر کردها اختیارات کافی ندارد و در بهترین شرایط ممکن، تنها در صورتی می توانند حقوق و مطالبات کردها را بپذیرند که محتوای توافق نامه ی استانبول بین شورای میهنی کردهای سوریه و ائتلاف مخالفین، بعدها و در دوران پس از کنار رفتن رژیم بشار اسد، در مجلس آینده ی سوریه تصویب شود.

بعید نیست که تحت این شرایط، اختلافات موجود در شورای میهنی بیشتر شود و شرایط به سمت و سویی پیش برود که چند حزب عضو این شورا، به حزب اتحاد دموکراتیک کردهای سوریه پیوسته و در نشست ژنو2 اتفاقات تازه ای به وقوع بپیوندد. حتی ممکن است همین اختلافات منجر به آن شود که در صورت فعال شدن دوباره ی هیات عالی کردهای سوریه، شورای میهنی دچار انشعاب و دودستگی شود.

همین حالا هم در میان اعضای شورای میهنی، دو ایده و نگرش متفاوت وجود دارد: دسته ای از آنان بر این باورند که کردها باید با ائتلاف مخالفین سوری، به طور کامل همراه و هم مسیر شوند و دسته ای دیگر از این فعالان سیاسی کُرد چنین می اندیشند که کردها در صورتی می توانند موفق عمل کنند که استقلال خود را حفظ کرده و زیر چتر ائتلاف مخالفین سوری قرار نگیرند. این گروه آشکارا اعلام می کننند که حزب اتحاد دموکراتیک در هر دو جبهه ی سیاسی و نظامی از ما قدرتمندتر و متنفذتر است و باید به جای پیوستن به مخالفین، کاری کنیم که این حزب قوی تر شود تا بتواند در معادلات آتی، امتیازات بیشتری برای کردها به دست بیاورد.

کردپرس: ظاهرا در میان اعضای ائتلاف مخالفین سوری هم نگرش های متفاوتی در مورد مسائل کردها وجود دارد. در حالی که برخی از اعضای این ائتلاف معتقدند که مطالبات کردهای سوریه برحق بوده وباید به خواسته های آنان توجه شود، گروه دیگری معتقدند که امتیاز دادن به کردها موجب تضعیف مخالفین و تجزیه ی سوریه خواهد شد. به نظر شما در صفوف ائتلاف مخالفین سوری کدام نگرش فکری، بیشتر از سایرین، در راستای ضدیت با کردها عمل می کند؟ آیا گروه های نزدیک به اخوان المسلمین از دادن امتیاز به کردها هراس دارند یا گروه هایی که دارای افکار ملی گرایانه ی عربی هستند؟

موتلو چیویراوغلو: تا آن جا که من فهمیده ام؛ هم اخوانی ها و هم افرادی که در افکار خود تحت تاثیر نگرش شوونیسم عربی هستند، حاضر به پذیرش حقوق کردها نیستند. اگر اندکی واقع بینانه به ائتلاف مخالفین سوری بنگریم، به جرات می توانیم بگوییم که فقط یک اقلیت کوچک و بخش ناچیزی از اعضای این ائتلاف حاضر به پذیرش حقوق کردها هستند. منتها برخی از این افراد مواضع خود را به صورت آشکارا بیان می کنند و در مقابل، افرادی نیز هستند که به صورت پنهانی و در نشست های محرمانه ی ائتلاف، به پدیده ی ترس از کردها به خاطر احتمال تجزیه ی سوریه دامن می زنند.

کردپرس: اطلاع دارید که تا چند ماه پیش در شمال سوریه و در شهرها و روستاهای کردنشین، امنیت و آرامش نسبی در جریان بود اما به یک باره مسیر تحولات عوض شد و گروه های افراطی و به ویژه النصره، به کردها حمله کردند. شما حملات نیروهای افراطی در حمله به کردها را چگونه ارزیابی می کنید؟

موتلو چیویراوغلو: قاعدتا باید النصره و سایر گروه های افراطی را نه به عنوان یک جبهه ی سیاسی – نظامی مستقل، بلکه باید آنها را به عنوان افرادی تصور کنیم که از خارج هدایت می شوند و مورد حمایت نظامی و لجستیکی برخی کشورها هستند و تحت عنوان شعار جهاد، به مناطق کردنشین هجوم برده اند. کردها نیز بر این باورند که برخی کشورهای منطقه در این دوران حساس به دنبال آن هستند که هر طوری شده، دامنه ی جنگ و خشونت را به مناطق کردنشین سوریه نیز بکشانند. عربستان سعودی، قطر و ترکیه از کشورهایی هستند که در اغلب تحلیل ها و مقالات مختلف، از آنها به نام حامیان النصره یاد می شود و نویسندگان مقالات سیاسی اروپایی و آمریکایی نیز صراحتا به این موضوع اشاره می کنند که اغلب نیروهای افراطی که از افغانستان و کشورهای دیگر به شمال سوریه آمده اند، خود را از راه مرزهای ترکیه به مناطق کردنشین رسانده اند.

کردپرس: ترکیه هم مرز سوریه است و ترس از قدرت گرفتن کردهای سوریه در چند صد متری مرزهای این کشور، قابل فهم است اما آن چه که مبهم به نظر می رسد و نیاز به تحلیل بیشتری دارد این است که واقعا عربستان سعودی و قطر، در مناطق کردنشین سوریه به دنبال چه هستند و با کردها چه مشکل خاصی دارند؟

موتلو چیویراوغلو: ببینید! عربستان و قطر از همین حالا روی این موضوع سرمایه گذاری کرده اند که باید دولت آینده و ساختار آتی سوریه که بر همه جای این کشور حاکم و مسلط خواهد شد، به آنان وابسته باشد و به همین خاطر به دنبال آن هستتند که برتری منطقه ای را در همه جای سوریه در دست بگیرند و اجازه ندهند که کردها نیز حرفی برای گفتن داشته باشند.

کردپرس: همچنان که می دانید در میان کردهای سوریه، دو خط سیاسی و دو مسیر وجود دارد. گروهی از کردها همچون حزب اتحاد دموکراتیک، شاخه ی نظامی آن موسوم به واحدهای دفاع از خلق و جنبش دموکراتیک، خود را تحت عنوان شورای مردم غرب سازماندهی کرده و این گروه، از نظر فکری و سیاسی به اوجالان و پ.ک.ک نزدیک هستند و گروه دیگری نیز همچون حزب الپارتی و سایرین که نزدیک به بارزانی و حزب دموکرات کردستان عراق هستند، تحت عنوان شورای میهنی کردهای سوریه، سازماندهی شده اند و بین این دو جبهه رقابت آشکاری وجود دارد. شما آینده ی این رقابت ها را چگونه می بینید و فکر می کنید که کدام یک از دو گروه مورد اشاره ی ما، در شمال سوریه، قدرت و نفوذ بیشتری در اختیار خواهد داشت؟

موتلو چیویراوغلو: من نیز با شما موافقم و فکر می کنم که دست کم طی ماه های اخیر رقابت بین این دو گروه روز به روز بیشتر شده و در پاره ای از موارد، رقابت جای خود را به اختلافات جدی نیز داده است. من فکر می کنم که طی هفته های اخیر، شورای میهنی کردهای سوریه دچار یک خطای محاسباتی بسیار جدی شد. آنان فکر می کردند که قطعا آمریکا به سوریه حمله می کند و درست در روزهایی که آتش جنگ و تبلیغات رسانه ای د رمورد احتمال حمله ی غرب به سوریه برافروخته تر از ماه های پیشین بود، شورای میهنی هیات خود را به استانبول فرستاده و با ائتلاف مخالفین سوری، متفق و هم پیمان شد. اما به فاصله ای کوتاه مشخص شد که این توافق نامه هیچ امتیازی برای کردها به دنبال نمی آورد و از این گذشته از آن جایی که آمریکا به سوریه حمله نکرد، انگیزه ی اصلی این اقدام کردها نیز زیر سوال رفت.

من فکر می کنم که نهایتا، آن چیزی که تکلیف نتیجه ی رقایت بین گروه های کُرد سوری را روشن می کند، نه مسائل فکری و عقدیتی بلکه واقعیت اصلی و آشکاری به نام نفوذ در میان مردم و قدرت بر روی زمین خواهد بود. یعنی در فرجام همه ی این رقابت ها، گروهی می تواند جایگاه خود را تثبیت کند که کنترل بخش های بیشتری از شهرها و روستاها را در اختیار داشته باشد و به موازات این، مردم را نیز با خود همراه کند.

می دانیم که حزب اتحاد دموکراتیک پروژه ای به نام نظام خودگردانی موقت شمال سوریه را در دست اجرا دارد و پیش بینی شده که نه تنها شورای میهنی کردهای سوریه بلکه اعراب منطقه و نمایندگان اقلیت های ارمنی،آشوری و دیگران نیز در آن سهیم شوند. باید دید که در این پروژه، مواضع احزاب و گروه های کُرد چگونه خواهد بود.

در کنار این موضوع باید به این واقعیت نیز اشاره کنیم که در حال حاضر در شمال سوریه چیزی حدود بیست حزب و گروه کُردی فعالیت می کنند اما غیر از چهار یا پنج مورد، احزاب و نهادهای دیگر، کوچک، کم شمار و بی تاثیر هستند و میزان توان، نفوذ و نفرات آنها با حزب اتحاد دموکرایتک قابل مقایسه نیست.

کردپرس: شما به عنوان یک فعال رسانه ای کُرد از چند سال پیش در آمریکا زندگی می کنید و با بسیاری از نهادهای رسانه ای آن کشور در اتباط هستید و پیگیر اخبار و مواضع سیاسیون آمریکایی در خصوص مسائل مربوط به کردها هستید. آیا اطلاع دارید که در مقطع کنونی، نگرش و رویکرد واشنگتن نسبت به کردهای سوریه چگونه است؟

موتلو چیویراوغلو: واشنگتن، پیش از هر چیز روی این مساله انگشت می گذارد که کردها در تحولات سوریه، یک جبهه ی یگانه و یک کلیت منسجم و هم صدا نیستند که بشود آنان را در یک معادله ی واحد مورد ارزیابی قرار داد. واشنگتن نیز منتظرآن است که کردها به هم نزدیک شده و قدرت آنها منسجم و یک کاسه شود. آنان آشکارا اعلام کرده اند که در فهم روشن و دقیق خواسته ها و مطالبات برخی از گروه های کُرد سوری ناتوان هستند و نمی توانند بفهمند که کردها نهایتا و به طور دقیق دنبال چه هستند. اما در کل می توان گفت که مهم ترین خواسته ی آمریکا در سوریه، کنار نهادن بشاراسد از گردونه ی قدرت و تاسیس یک سوریه ی فدرالی است که همه ی گروه ها و احزاب، بتوانند در اداره ی آن سهیم شوند و مطالبات و خواسته های همه ی عناصر قومی و فرهنگی نیز در آن لحاظ شود. در این حوزه آمریکا نیز مخالفتی با تضمین حقوق کردهای سوریه ندارد.

کردپرس: می دانید که در مورد اشغال عراق توسط آمریکا و در هم شکستن نظام بعث نگرش های مختلفی وجود دارد. واقعیت این است که جنگ عراق و حمله ی آمریکا به این کشور، قربانیان فروانی گرفت و خسارات زیادی به همراه آورد. اما گذشته از تحلیل این بخش از موضوع حمله ی آمریکا به عراق، در بُعد سیاسی و ساختار اداره ی این کشور نیز تحولاتی روی داد. برخی ها بر این باورند که اگر آمریکا به عراق حمله نمی کرد، روند شکل گیری اقلیم کردستان عراق با این سرعت امکانپذیر نمی شد و کردهای عراق صاحب امکانات و نیروی کنونی خود نمی شدند. شما فکر می کنید که در صورت ادامه ی فشارها و احتمال حمله به سوریه، در شمال این کشور نیز یک اقلیم کُردی دیگر، سر بر خواهد آورد؟

موتلو چیویراوغلو: بدون شک چنین احتمالی وجود دارد. اما از یاد نبریم که بین دو معادله ی عراق و سوریه، تفاوت های مهمی وجود دارد. ببینید! عراق یک کشور عربی بود که هم مخالفین عرب و هم مخالفین کُرد آن دارای تجارب عمیق و تخصص و مهارت بالایی بودند و به خوبی می دانستند که بعد از تغییر نظام سیاسی عراق، کشو خود را چگونه اداره خواهند کرد. اما در سوریه چنین نیست. مخالفین سوری نوپا هستند، تجارب مبارزاتی چندانی ندارند و از این گذشته تصور دقیقی از چند و چون معماری و تاسیس سوریه ی جدید در ذهن ندارند. شما می بینید که طی چند ماه اخیر،ائتلاف مخالفین سوری، حتی برای مسائل بدیهی و ساده ای همچون تعیین سران و رهبران خود دچار مشکلات، تنش ها و اختلاف نظرات عمیق شده و همین مساله ی به ظاهر پیش پا افتاده، ما را با این سوال مهم رویارو می کند: اگر این افراد نمی توانند در استانبول و در شرایط کنونی، حتی برای تعیین مسیر و مسئولین خود به توافق زودرس و قاطعانه دست پیدا کنند، در آینده چگونه خواهند توانست کشور خود را اداره کنند؟ از این حیث می توان گفت که مخالفین عرب در وضعیت مطلوبی قرار ندارند و اگر بخواهیم وضعیت آنها را با کردهای شمال سوریه مقایسه کنیم، می توانیم بگوییم که کردها با وجود آن که همچون مخالفین عرب، دچار اختلافات و تنش های داخلی هستند، اما دست کم در میدان عمل، توانسته اند کنترل شهرها و روستاهای خود را در دست بگیرند و به هر حال شرایطی به وجود آمده که چه به سوریه حمله شود چه نشود، کردها توان کنترل مناطق خود را پیدا کرده اند و حتی اگر نظام اسد نیز پایدار بماند، سوریه برای کردها، آن سوریه ی پیشین نخواهد بود و مطالبات خود را به دست خواهند آورد و ما شاهد این هستیم که به موازات آن که پیام هایی از سوی دمشق مبنی بر اهمیت حقوق کردها ارسال می شود، کردها نیز مخالفت خود را با مداخله ی نظامی غرب علیه سوریه بر زبان آورده و اعلام می کنند که خواهان تداوم جنگ در سوریه نیستند.

کردپرس: می دانیم که عربستان سعودی و ترکیه، از متفقین مهم آمریکا در منطقه ی خاورمیانه هستند و تعهدات و توافقات سیاسی، نظامی و امنیتی مهمی بین این سه کشور و در قبال همدیگر وجود دارد. با این حال در بحران سوریه، در مقابل القاعده و زیرشاخه های آن همچون النصره، رفتارهایی از ترکیه و عربستان سعودی سر زده که با منافع و استراتژی آمریکا منطبق نیست. این دو کشور بارها متهم به همکاری با گروه های افراطی شده اند و این در حالی است که آمریکا دست کم در ظاهر در برابر جنین اقدامی سکوت کرده است. شما چه تحلیلی از این وضعیت دارید؟

موتلو چیویراوغلو: عربستان و ترکیه متفق آمریکا هستند اما با این حال در برخی حوزه ها، مساله ی منافع و راهبردها به گونه ای است که این سه کشور در یک جبهه ی واحد قرار نمی گیرند.آمریکا به خوبی می داند که نیروهای افراطی از طریق مرز ترکیه وارد سوریه می شوند. معاون رییس سازمان سیا طی هفته های اخیر، دو بار بر این موضوع تاکید کرد که حضور نیروهای افراطی در سوریه، تهدیدی جدی علیه امنیت ملی آمریکا است. اما اگر بپرسید که آمریکا چرا آشکارا از عربستان و ترکیه نمی خواهد که در این خصوص اقدام کنند، باید در جواب بگوییم: آمریکا نمی خواهد که این بحران از آن چه که هست پیچیده تر و عمیق تر شود. اوباما در همان دوره ی اول زمامداری خود نیز اعلام کرد که با مداخله ی نظامی در کشورهای مختلف جهان موافق نیست و به دنبال آغاز جنگ های جدید نیست. در بحران سوریه نیز دیدیم که آمریکا زمانی در این خصوص تهدیدات خود را جدی تر نمود که پای مساله ی سلاح های شیمیایی به میان آمد. از این نظر می توان گفت که آمریکا از عملکرد ترکیه و عربستان در بحران سوریه راضی نیست.

کردپرس: آیا آمریکا از کنترل مناطق نفتی رمیلان سوریه توسط کردها احساس نگرانی می کند؟

موتلو چیویراوغلو: من تاکنون در این خصوص تحلیل و موضع گیری آشکاری ندیده ام و بر این باور نیستم که نفت رمیلان برای آمریکا اهمیت چندانی داشته باشد. اما به باور من این موضوع می تواند معادلات آینده ی کردهای سوریه را تحت تاثیر قرار دهد. نفت در دست هر گروهی باشد، از درآمد آن و از روابط سیاسی و اقتصادی به وجود آمده با خریداران آن، قدرت می گیرد و چنین چیزی می تواند مسیر آینده را دستخوش تحول کند.

کردپرس: به نظر شما اختلاف نظر احزاب کُرد بر سر شیوه ی اداره ی مناطق کردنشین سوریه، توانسته بر مساله ی برگزاری کنگره ی ملی کُرد و تغییر چند باره ی تاریخ برگزاری آن تاثیر بگذارد؟

موتلو چیویراوغلو: من نیز واقعا به دنبال آن بودم که دلیل اصلی تغییر برنامه ی برگزاری کنگره را بدانم. کمیته ی برگزاری کنگره، موضوع انتخابات اقلیم کردستان عراق را به عنوان دلیل اصلی تغییر زمان برگزاری کنگره اعلام کرد اما قاعدتا این کنگره پیش تر هم می دانست که انتخابات در چه زمانی برگزار می شود و درنتیجه این دلیل چندان قابل دفاع نیست. با توجه به مفاد و بندهای گزارش هیات 7 نفره ای که به درخواست جناب بارزانی و از سوی کمیته ی برگزاری کنگره به شمال سوریه رفت، به نظر می رسد که در مورد این منطقه اختلافاتی بین احزاب کُرد وجود دارد و این موضوع در تغییر زمان برگزاری کنگره بی تاثیر نبوده است.